عشق چیست
عاشقانه
   
سه‌شنبه 24 مهر‌ماه سال 1386

سه‌شنبه 24 مهر‌ماه سال 1386

امروز با تو سخن خواهم گفت امه نوعی دیگر. زیرا امروز همه چیز نوع دیگراست حتی تو.اینگونه نگاهم نکن.راست می گویم تو نیزنوع دیگر شده ای نه چون همشیه.....

امروزحتی چشمهای زیبایت نیز نوع دیگری به من می نگرد.....پر غروراما زیبا.

چقدر در نگاهت حرف نهفته هست...مرا که می شناسی حاجتم به سخن نیست...

ازنگاه معنادارت می فهمم انچه را که در دل داری....پس اینگونه با من سخن نگو.

حتی لحن شیزین کلامت هم نیز نوع دیگریست....

کاش همان حرف زدنهای عادی مرا دوست داشتی.اما انگار نه.خوشت نیامد...

پس با خود گفتم با زبان شعر بگویم ....اما گویی فایده نداشت و ندارد...

دل تو سخت پسند است...تو بگو چگونه بگویم؟؟؟؟

می خواهی حرفهایم را برایت نقاشی کنم؟؟؟....نه...قلم که توان ترسیم ندارد...

می خواهی حرفهایم رابر روی سنگ حک کنم؟؟؟...سنگ که یارای مقاومت ندارد..

می خواهی حرفهایم را به باد بسپرم تا به دستت برسد؟؟؟....نه....اگر نا محرمی شنید چه؟؟؟.....

می خواهی حرفهایم را فریاد کنم تا گوش فلک کر شود؟؟؟.........

پس چگونه بگویم؟؟؟...به خدا دیگر طاقتم طاق گشته و توانم از دست رفته.....

دیگر نمی دانم چه بگویم جز اینکه تورا می خواهم ....

                                                             و

                                                                       دوستت دارم...


سه‌شنبه 24 مهر‌ماه سال 1386

عشق یعنی عاشق شیدا شدن                         عشق یعنی گم شدن پیدا شدن

عشق یعنی لاله ی پرپر شدن                        عشق یعنی در رهش بی سر شدن

عشق یعنی دائما در اضطراب                        عشق یعنی تشنگی در شط اب

عشق یعنی هفت وادی بی کسی                     عشق یعنی روز و شب دلواپسی  


سه‌شنبه 24 مهر‌ماه سال 1386
دل تنگ

اگه چشمت پرسید بگو ندیدمش اگه گوشت پرسید بگو نشنیدمش اگه دستت لرزید بگو مال سرماست اگه پاهات سست شد بگو مال ضعفه ولی اگه دلت ریخت به خودت دوروغ نگو که دوسش نداری..

زندگی مثل یه قاصدک هست که اگه نگیریش خیلی ساده و راحت از تو میگزره ، و به فکر تو نیست که حسرت رفتنشو میخوری ..

یاران به خدا که بی وفایی نکنید با عاشق دل خسته جدایی نکنید با دوست بمانید تا آخر عمر یا که از اول آشنایی نکنید


سه‌شنبه 24 مهر‌ماه سال 1386

 پس هر گاه احساس تنهایی کردی...

  این حقیقت ا به خاطر داشته باش....

 

  یک نفر...

 

                            یک جایی...

 

                                                      در حال فکر کردن به توست..


سه‌شنبه 24 مهر‌ماه سال 1386

برنده زیر مجموعه علیرضا اکبری

علیزاده  ارومیه

محمدی - قم

با این شماره تماس بگیرید.

۰۹۳۵۸۶۸۸۲۶۳

برندگان سیم کارت اعتباری در آذر ماه معلوم می شود.

 


شنبه 7 مهر‌ماه سال 1386


شنبه 7 مهر‌ماه سال 1386

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکت رو به صد تا دریا نمی دم

یه لحظه با تو بودن رو به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکت رو به صد تا دریا نمی دم

یه لحظه با تو بودن رو به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم

 


شنبه 7 مهر‌ماه سال 1386

شنبه 7 مهر‌ماه سال 1386
دوستت دارم
 

شاید یه کسی شب ها برای اینکه خواب تو رو ببینه به خدا التماس می کنه!!!  

 

شاید یه کسی به محض دیدن تو دستاش یخ می کنه و طپش قلبش مرتب بیشتر می شه!!!

 

شاید یه کسی شب ها به خاطره تو توی دریای اشک می خوابه!!!

 

شاید یه نفر واسه دیدنت ثانیه ها رو میشماره!!!

 

شاید یه نفر با دیدن چشمات رنگ از چهرش می پره!!!

ش 

شاید یه نفر خیلی بیشتر از اون حدی که فکرش می کنی دوست داشته باشه!!! باشه

 

شاید یه نفر با نبودنت زندگیش تموم می شه!!!

 

شاید یه نفر...!!!

 

شک نکن که اون یه نفر منم

 

شک نکن که با نبودنت شب هام صبح نمی شه

 

شک نکن که بانبودنت قلبم نابود می شه

 

شک نکن که دوست دارم

 

شک نکن که عاشقتم ... هیچ وقت 

 

عزیزم من تنها عشقم رو با هیچ چیز عوض نمی کنم

خیلی دوست دارم


شنبه 7 مهر‌ماه سال 1386

عزیز دلم قصه من و تو آغازش در دفتر لیلی و مجنون سروده شدفرشیدم قصه من و تو از آن نیمه شب پر خاطره آغاز شد واینک نیز با قصه دوری جسممان در حال نوشته شدن است قصه من و تو آغازی احساسی داشت حرفهایی رویایی داشت اما  ادامه یک داستان عاشقانه واقعی شدتو آمدی نشستی در سرزمین رویایم و آن قلب سرخت را به من عاشقانه هدیه دادی چه زیبا پر کشیدم به سوی دشت پروانه ها چه زیبا بر روی ماه نشستی و من ماه را به آرامی حرکت می دادم قصه من و تو قصه زیباترین عشق دنیاست قصه من وتو قصه یک سرزمین بی انتهاست آغاز دیدارمان چه پر خاطره بود عکس چشمان آن روزت هنوز در ذهنم تکرار می شود یک نگاه عاشقانه یک نوای صادقانه هدیه ای بود پر از آرزو وامید.دلی ناامیدو تنهاداشتم .تو که آمدی دلم امیدوارو پرتپش از عشق شد وقلبم آماده نوشتن کلام مقدس تو شد اولین کلامم به نام تو بود وتکیه کلامم نام تو بود قصه من وتو قصه شمع خاموش نشدنی است قصه من وتو قصه مهتاب و ستاره است....

                                 خیلی دوست دارم 

 عشق آسمونی من  


 
عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
rigester
تعداد بازدیدکنندگان : 39737
<