X
تبلیغات
رایتل
  عشق چیست
عاشقانه
   
چهارشنبه 5 دی‌ماه سال 1386
به نام خداوند عاشق و آفریننده عشق

 

                            

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم. دختر لبخندی زد و گفت ممنونم.

تا اینکه یه روز اون اتفاق افتاد.حال دختر خوب نبود...نیاز فوری به قلب داشت...از پسر خبری نبود...دختر با خودش می گفت: می دونی که من هیچ وقت نمی ذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی...ولی این بود اون حرفات؟...حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچ وقت زنده نباشم...آرام گریست و دیگر هیچ چیز نفهمید
...

چشمانش را باز کرد،دکتر بالای سرش بود. به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟ دکتر گفت نگران نباشید،پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید...در ضمن این نامه برای شماست
!..

دختر نامه رو برداشت،اثری از اسم روی پاکت دیده نمی شد،بازش کرد ودرون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت
)

دختر نمی تونست باور کنه...اون این کارو کرده بود...اون قلبشو به دختر داده بود
...

آرام آرام اسم پسر رو صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد...

 

 

پاورقی:

عشق حقیقی یعنی این....

عشقی که هرکسی خواهانش هست(البته عشق فقط جان دادن به دیگری نیست این یک داستان از وفا داری و با همه ی وجود عاشق بودن بود)

وفا و خیانت نکردن در این دوره کافیهکه فقط لاف عاشقی و خیانت نکردن هست

پس سعی کنید اینگونه باشید

ای کاش همه تا این حد عاشق بودند...ای کاش

جواب این کار همین عکس هست که باید گفت با تمام وجود عاشقتم و خواهم ماند و تنها یادگارت را با تمام وجود پاک نگه میدارم همونطور که الان هست و هیچ کسیو جز تو داخلش راه نمیدم

الان شدن یک روح در دو جسم ... یک قلب برای دو عاشق

 

یا علی


 
عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
rigester
تعداد بازدیدکنندگان : 39677
<